چالش‌های ابدی یک ذهن پویا

آرشیو شعر

قضاوت سلیقه‌ای کلید واژه بود که مدت‌ها ذهن من رو درگیر خودش کرد. مواجهه با رفتارهایی که عمیقا آزار دهنده است برای من تبذیل به عادت شده. اینقدر که در مقابل رفتارهای سلیقه‌ای و مسموم جامعه کرخت شدم. اما این کرختی بعضی از مواقع کاربردش رو از دست می‌ده. یهو چشمم رو باز می‌کنم...
دلم گرفته اگر زنگ می زنم گاهی
شعر و شعر خوانی، اگر لذت‌بخش ترین کار زندگی من نباشد؛ قطعاً یکی از زیباترین دلمَشغولی‌هایم هست. چند روز پیش که متاسفانه (یا خوشبختانه) شارژ گوشیم تمام شده بود. دست توی قفسه‌های کتابخانه‌ام کردم و مجموعهٔ غزل «میخانه بی‌خواب» از مهدی فرجی را بیرون کشیدم. در لابه‌لای اشعار به غزلی رسیدم کخ با این...
باغ رضوان گورستان اصفهان
یاد داری لحظهٔ فرسودن جان را؟ آخرین دیدارمان در باغ رضوان* را اولین پیوندهای داغ مردادی… یاد داری جلوهٔ شب‌های آبان را؟ ترس‌ها و بی‌قراری‌ها و لذت‌ها ظلمت نیمه‌شب کوی سپاهان را یاد داری در شب قدرِ نزولت؟ خیسی پرشور آن نم‌های باران را از تکاپوی عتیق، تا شوکت نقش‌جهان گردش پر شور ما،...
محمد سلمانی
آشنایی با اشعار محمد سلمانی، نقطه عطفی در رابطه من با شعر کلاسیک معاصر بود. اشعاری که اگر چه در قالب غزل سروده شده اما خبری از «طره گیسو» و «مشک» و «عنبر» در آن نیست. و به جای آن از واژه‌های ملموس و متداول امروزی استفاده شده. البته شاعران کلاسیک زیادی در ادبیات...